مراسم عقیقه رسمی قدیمی برای نوزادان است!

نگاهی به یك سنت قدیمی
در جریان روزمره و تعامل با اطرافیان، بسیاری ازاوقات با آداب ورسوم خاصی مواجهه میشویم که یابا آن به خوبی آشنا هستیم و بارها آن را دیده ایم یا اینکه برای اولین بار است که با چنین رسمی برخورد میکنیم و برایمان تازگی دارد. دردوصورت به علت عادت ما به برخورد با رسومات وت کرار آنها، کمتر حس کنجکاوی ما در مورد علت برپایی چنین مراسمی تحریک میشود و کمتر پیش میآید که به دنبال چرایی انجام چینی آدابی باشیم.
این درحالی است که برگزاری بسیاری از رسوم مختلف، ریشه درپیشینه و باورهای ما دارد و دانستن آنها خالی از لطف نیست.
عقیقه، رسم یا سنت
یکی از مراسمی که در بسیاری از نقاط ایران برگزار میشود، مراسم عقیقه است. این جشن، از آیینهای شادی مرتبط با تولد کودکان است که ریشه در باورهای مردم نیز دارد. در روزگاران گذشته به علت نوع زندگی دشوار بسیاری از خانوادههای ایرانی، نیاز آنها به نیروی کار و نبود کارهای مناسب دختران، بیشتر مردم در آرزوی پسردار شدن بودند که البته این مساله همچنان دربعضی از نقاط ایران وجود دارد.
درنظر آنها گله داری، کشاورزی، ماهیگیری و کارهایی نبود که دختران توان انجام آن را داشته باشند. به همین دلیل عده ای برای پسردارشدن براساس باورها و اعتقاداتی که داشتند، کارهای انجام میدادند که به مرور زمان، جنبه آئینی و اعتقادی پیدا کرد. به این ترتیب که آنها نذر میکردند که اگر فرزندشان پسر شود، گوسفند، بز یا شتری راقربانی کنند و با گوشت آن، آبگوشتی بپزند و بین مردم تقسیم کنند.
البته بسته به سطح مالی خانواده، نوع حیوان قربانی هم فرق میکرد. در مواقعی نیز خانوادهها برای سلامتی فرزندان، یابرای از بین بردن امراض و بیماریهایی که کودکانشان به آن دچار میشدند، چنین نذری میکردند. عقیقه به طور معمول، گوشت گوسفند، شت ریا بز بود و صاحبخانه، مقدار قابل توجهی از این گوشت را که بیشتر اوقات، دل و جگر حیوان ذبح شده بود، به قابله ای که بچه را به دنیا آورده بود، میداد.
بلا به دور!
علاوه بر آروزی پسردار شدن، طبق این رسم، بعضی ازخانوادهها برای آنکه کودکشان از قضا و بلا دور باشد نیز گوسفندی را برایش ذبح میکردند. این گوسفند باید شرایط خاصی داشته باشد. رنگش باید سیاه باشد و سنش هم از دو سال بیشتر نباشد. همچنین نباید آسیب دیده، لاغروکور باشد! سپس با گوشت این گوسفند آبگوشتی میپختند، تمام همسایهها را از کوچک و بزرگ دعوت میکردند و با آبگوشت از آنها پذیرایی میکردند. دربعضی مواقع نیز، این آبگوشت را بدون میهمانی دادن بین همسایهها، توزیع میکردند.